سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 25
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
عفا اللّه تعالى عنه درين عهد معيار اعتبار جملگى ملوك است كه چون چند كرت سوگندها خورد و عهدها كرد كه به دل و جان و دست و زبان به خدمت سلطان زمان و شاه جهان وارث ملك سليمان شمس الدنيا و الدين ابو المظفر ايلتتمش . . . موافق باشد و طاير عزمش از غدير غدر آب نخورد و هماى همتش از مكر و كر نسازد و به عاقبت آن سوگندها را خلاف كرد و آن عهدها را نقض روا داشت لاجرم حق تعالى جزاى ويرا به وى رسانيد كه و لا يحيق المكر السيى الّا بأهله « 1 » » اما وقتى در طبقات ناصرى تأليف مهناج سراج جوزجانى معاصر عوفى كه او هم مدت يكسال در دستگاه قباجه به سر برده و مشمول لطف و عاطفهء او واقع شده است به حدى كه تدريس مدرسهء فيروزى اچه و قضاى لشكر علاء الدين بهرامشاه پسر سلطان به او محول شده است « 2 » مىخوانيم كه وى حتى زحمت همراهى با ملك ناصر الدين را در قلعهء بكر به خود نداده و از همان روزهاى اول محاصرهء اچه به خدمت شمس الدين ايلتتمش پيوسته است دل رنجيده را تسلى مىدهيم و باز با عوفى به سر صلح مىآييم ، چه شريكى براى بىوفايى او پيدا شده و در نتيجه بار گناهش سبكتر است ، و چنين است حال اكثر بلكه همهء ابناى روزگار . حال به اين دو سه عبارت منهاج سراج در طبقات ناصرى توجه كنيد : « و اين كاتب حروف خدمت درگاه اعلاى آن پادشاه اهل ايمان در روز اول كه به پاى قلعهء اچه - حرّسها اللّه تعالى - لشكرگاه نصب فرمود دريافته بود و منظور نظر مبارك او شده چون از پاى آن قلعه انصراف فرمود در موافقت حشم منصور آن پادشاه غازى به حضرت دهلى أجلّها اللّه آمده شد « 3 » » به اين ترتيب عوفى جوامع الحكايات را كه به خواهش ناصر الدين قباجه طرحريزى كرده بود در حدود 630 ه به دولت شمس الدين ايلتتمش و به نام
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به آخر باب دهم همين كتاب ( 2 ) - طبقات ناصرى چاپ كلكته ص 144 ( 3 ) - طبقات ناصرى چاپ كلكته ص 173 و 174